مصاحبه با آقای علیرضا جدی ( نقاش)

مصاحبه با آقای علیرضا جدی ( نقاش)

علی رضا جدی:  شاگردی کردن در هر نسلی همواره دو جهت اصلی و جدا از هم دارد اول صورت مسئله که استاد طرح می کند و دوم راه حل منحصر بفرد ای که هر شاگردی می تواند برای خود بیابد. من در شاگردی کردن از نکات ارائه شده استاد بهره زیادی می بردم اما مشخصاً از مسیر او پیروی نمی کردم بلکه از نگاه و فیلتر ذهنی خود به خلق اثر می پرداختم. اکنون نیز در آموزش به همین صورت عمل می کنم شاگردان باید مسئله را از استاد بشنوند و با اطلاعات به دست آورده و تحلیل های درونی راه خود را از دیگر هنرمندان نتمایز کنند.

نسل میانه در مواجه با شرایط اجتماعی، سیاسی تاثیرگذار دوران خود گرایش انسانی زیادی را در آثارش به تصویر کشید، اولین چیزی که مرا به سمت نگرش انسانی سوق داد  یادگیری طراحی فیگوراتیو از اولین استادم بود در ادامه نیز استادانی مانند امامه پیچ و الخاص فضا دادن و شخصی کردن فیگور را به من آموختند الخاص به من آموخت که چگونه انتقاد کنم ، چگونه هم نقاشی کنم و هم گریه کنم و چطور آنقدر به جریان نزدیک شوم تا نقاشی مانند نوشتن برایم راحت شود.

نکته مهم دیگر این است که همواره به طور شخصی درگیر ارتباطات و روابطی در اطرافم بودم که تا مدتها دقدقه اجتماعی انسانی آثارم را تشکیل می داد و شرایط فرهنگیري، سیاسی ذکر شده نیز به این دقدقه دامن می زد نمی توان کتمان کرد که به تدریج ادبیات نیز نقش پررنگی در آثارم یافت من در لحظه با شخصیت داستان و یا شعر همزاد پنداری کرده و سعی دارم حس دریافتی خود از آن شخصیت ها و یا فضا ها را در آثارم به کار بندم، شاید به واسطه استفاده از ادبیات گاهی اثر حالت تزیینی و دکوراتیو پیدا کند اما این مسئله در تمام آثار من عمومیت ندارد و در عین حال اگر پیش بیاید قصد جلوگیری از آن را ندارم در بعضی از موارد ایز تزیین برایم جذاب است و گاهی با آن ارتباط برقرار نمیکنم پس ساخت و ساز و جنبه دکوراتیو اثر هم سو با هم پیش می روند . من چندان معتقد به نگاه صرف دکوراتیو در اثر نیستم همانطور که فاصله گذاری میان طراحی و نقاشی  را چندان قبول ندارم. آثار من گرایش فزاینده ای به طراحی دارند و رنگ جایی اضافه می گردد که اتمسفر شخصیت ها و فضا به آن نیاز پیدا کنند و آنچه برایم مهم است بداهه گویی  کامل در اثر است. شاید در قسمتی از اثر عدم پرداخت و نشان دادن خراش ها، تیزی ها و کولاژ ها باعث حفظ طراحی و فضای مناسب شود و در جایی دیگر، پرداخت و لایه گذاری. به هر حال شخصیت اصلی، همواره باید نقشی را ایفا کند که من به دنبال آن هستم، در واقع قصد دارم هر نقشی در اثر، حتی بداههگی، با اراده و انتخاب من شکل پذیرد کاملاً قابل قبول است که هرکدام از هنرمندان علایقی دارند که عده ایی آن را میپذیرند و عده ایی با آن مخالفند. اما مهم این است که هنرمند در حرکت باشد، پی بحث میان سنت و آوانگارد تقریباً مجادله ای بی مورد است.

من بی توجه بی این عناوین هر آنچه در لحظه مناسب تر باشد به تصویر می کشم آنچه امروز نسل جوان به آن دچار است واژه معاصریت است که با خود، عجول بودن، زود مطرح شدن و فروش بالا را در بر دارد و این مغایره زندگی کردن، جستجو کردن و در لحظه بودن هنر است بسیاری از هنرمندان بزرگ، از فضای کنونی هنر فاصله گرفته اند یا با آن قهر کرده اند. شاید بتوان گفت در انتظار یک اتفاق خوب در هنر ایران هستند و جای نمایشگاه تاثیرگذار و به دور از هرگونه سفارشی را در فضای هنری اکنون ایران بسیار خالی می بینم.