مصاحبه با خانم معصومه مظفری (نقاش)

مصاحبه با خانم  معصومه مظفری (نقاش)


نام: معصومه مظفري 
تولد: 1337 ھ.ش ، تهران - ايران 
تحصیلات:
فارغ التحصیل از دانشکده هنر و معماری - دانشگاه آزاد اسلامی (کارشناسی ارشد) 
فارغ التحصیل از دانشکده هنرهای زیبا - دانشگاه تهران (کارشناسی) 
فارغ التحصیل از هنرستان هنرهای تجسمی

بیوگرافی

عضویت: 
1377 تاکنون: عضو انجمن هنرمندان نقاش ایران
1384 تا 1387: رئیس هیئت مدیره ی انجمن هنرمندان نقاش ایران 
- عضو گروه دنا
1384 تاکنون: عضو شورای عالی خانه ی هنرمندان ایران

1369 تا 1373: مدرسه هنر و ادبیات (وابسته به صدا وسیما)
1370 تا 1381: کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان (مرکز آموزش) 
1370 تا کنون: دانشکده هنر و معماری، دانشگاه آزاد اسلامی 
1380 دانشگاه علوم پایه (مرکز تحصیلات تکمیلی) - زنجان 
1382 تا 1386 دانشگاه هنر و معماری، دانشگاه آزاد اسلامی تبری

تالیفات:

1370 مقاله "بازتاب انسانگرایی در آثار کمال الدین بهزاد"، ویژه نامه گردون 
1378 کتاب درسی "آشنایی با نقاشی کودکان" برای آموزش مکاتبه ای از راه دور مربیان کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان تهران 
1379 کتاب درسی "رنگ در نقاشی" همراه با خانم توران قمری، سازمان برنامه ریزی آموزشی 
1382 مقاله "نامه عاشقانه اثر یان ورمر"، فصلنامه حرفه هنرمند
1383 مقاله "دوسالانه هفتم در راه است"، (نشریه داخلی انجمن هنرمندان نقاش ایران)
1388 مقاله "پشت در"، فصلنامه حرفه هنرمند
 داوری:


1386 عضو هیئت انتخاب آثار طراحی نخستین جشنواره و همایش طراحی دکتر سندوزی - موزه امام علی تهران 
1387 عضو هیئت داوری طراحی و نقاشی (شهر تهران ) - موزه امام علی تهران
1387 عضو هیئت انتخاب و داوری جشنواره ی سراسری هنرستان های ایران - کرمانشاه 
1388 عضو هیئت انتخاب و داوری آثار طراحی دکتر سندوزی – موزه امام علي تهران
1388 عضو هیئت انتخاب و داوری چهارمین دوره منتخب نسل نو، گالری هما - تهران 
سخنرانی ها:

1380 "مارک شاگال" - فرهنگسرای نیاوران
1382 "پاپ آرت و اندی وارهول" - فرهنگسرای نیاوران
1383 "نقاشی در قرن بیستم"، دانشکده هنر - اسلام شهر 
1384 "نقاشی ایران از دوران صفویه تا کنون" - اصفهان 
1384 "زنان نقاش معاصر ایران"، مرکز ایران شناسی کراکف - لهستان


معصومه مظفری : شاگردی کردن را با منوچهر معتبر آغاز کردم. در کلاس های معتبر هر هفته باید کتاب می خواندیم و او میخواست بداند که چه یافته ایم خوب فکر کردن و خوب خواندن نکات کلیدی آموزش معتبر بود. بعد ها به یعقوب عمامه پیچ طراحی فیگور را شناختم از مسلمیان حرفه ای گری   و استمرار در نقاشی را آموختم  و از پاکباز، اهمیت حواشی فرهنگی، اجتماعی و فلسفی در یک اثر نقاشی و آنالیز تئوریک آن را فرا گرفتم ما نسل میانه در زمان خود، دانشجویان بسیار تابع بودیم. حتی اگر به ظاهر آنارشیستی عمل می کردیم پس با اینکه تابع بودن خاص زمانه

چهارچوب هایی ایجاد میکرد و بعد ها برای شکستن آنها و بیرون کشیدن خود درونی ام، انرژی زیادی صرف کردم اما هرآنچه می شنیدم به گوش جان می پذیرفتم. به این ترتیب در آن زمان دانستم که در نقاشی، میانبری وجود ندارد راهی باید طی شود تا از دل آن راهی دیگر حاصل شود. اما در نسل جدید، این تابعیت و گوش سپردن، به دلیل داده های اطلاعاتی فراوان، فردیت و حواشی نا مرتبط ،  به حد اقل خود رسیده است، بنابر این در پروسه آموزش، مهمترین دغدغه ام مسیر آموزشی مناسب است.

به شاگردان خود می آموزم که بدانند که کجای جهان ایستاده اند، ویژگی خاص خود را بیرون بکشند و آن را به صورت یک اثر هنری ارائه دهند کنکاش کردن برای شناخت خود درسی است که در هیچ دانشگاهی ارائه نمی شود و کمبودی که در آموزش پذیری نسل امروز به چشم می آید عدم تابعیت- که حتی نقطه قوت نسل امروز است- نیست بلکه نفی کردن  همه چیز، حتی استمرار و جستجو گری است و این را می توان به معنی از دست رفتن نقاشی دانست در نسل میانه شکل گیری انقلاب و شرایط سیاسی- فرهنگی حاکم بر فضا باعث شد که من و بسیاری از هنرمندان دیگر در آثار خود نگاهی فیگوراتیو را دنبال کنیم.

آنچه در جایگاه یک هنرمند شاهد بودم قهرمانی و محوریت انسان در تمامی عرصه های اجتماعی و هنری بود و بااینکه این نوع روایت گری به شدت قابلیت شعاری شدن داشت، اما شعار و سیاست زدگی در قالب ایدئولوژی  خاص برای جلب بازار، جایی در نقاشی من نداشت. از دیدگاه من شاید بتوان محافل هنری و تشکیل گروه را راهی برای شناخت نظرات مختلف و تعمیق ایده های نقاشانه دانست.

اما در ایران هیچگاه گروهی هنری حتی گروه 30 یا دنا- که خود در آن فعال بودم بر اساس کار شکل نگرفت. به نسل جوان امیدوارم اما به نظر می رسد بر این نسل نیز محفلی شکل نخواهد گرفت.چرا که در نتیجه فردیت، به جز موضوع هیچ کنش نقاشانه مشترکی وجود نداردکه به یک بیانیه منتهی شود . اما شاید عدم شکل گیری گروه نیز محصول شرایط زمانه باشد.